ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

774

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

داشته باشد نتايج و سود آن نيز فراوان خواهد بود و اگر محدود و اندك باشد به همان نسبت سود اندكى خواهد داشت . و كسى كه فاقد جاه است هر چند متمول هم باشد توانگرى او تنها باندازهء كار يا سرمايه‌اش خواهد بود و به نسبت كوشش و پشتكارش افزون خواهد شد مانند بيشتر بازرگانان . و برخى از كشاورزان و صنعتگران نيز اگر فاقد جاه باشند و به همان فوايد صنايع خود اكتفا كنند سرانجام اغلب گرفتار فقر و بينوائى ميشوند و دير ثروت بدست ميآورند بلكه بيش از حداقل زندگى و مقدار سد جوع بهره‌اى نميبرند و در نهايت تلاش فقط ضروريات زندگى را فراهم ميسازند . پس از بيان مقدمات ياد كرده و روشن شدن اين نكته كه ثمرات جاه را ميتوان به ديگران هم بخشيد و در پرتو حصول آن سعادت و نيكى بدست ميآيد ، درمىيابيم كه بخشش نتايج جاه و ديگران را از پرتو آن برخوردار كردن از بزرگترين و مهمترين نعمتهاست و بخشندهء آن از بزرگترين انعام كنندگان بشمار ميرود و البته ثمرات جاه خود را به زير دستان خويش مىبخشد و بنابرين بخشش او از راه زبردستى و ارجمندى است و جويندهء آن ناچار بايد در برابر وى به همان شيوه‌اى كه از خداوندان قدرت و پادشاهان درخواست مىكند بفروتنى و چاپلوسى پردازد و گر نه بدست آوردن دشوار خواهد بود . و بدين سبب گفتيم كه فروتنى و چاپلوسى از موجبات بدست آوردن جاه است و جاه مايهء سعادت و وسيلهء روزى است ، چنان كه بيشتر توانگران و سعادتمندان بدين خوى متصف‌اند و ازينرو مىبينيم بيشتر كسانى كه خوى بلند نظرى و بلندپروازى دارند بهيچيك از مقاصد جاه نايل نميشوند و در راه بدست آوردن معاش تنها بنيروى كار خود اكتفا ميكنند و با فقر و بينوائى دست بگريبان ميباشند . و بايد دانست كه اين خوى بلند نظرى و بلندپروازى از صفات ناپسندى است كه در نتيجهء توهم داشتن كمال به انسان دست ميدهد و اين گونه كسان توهم ميكنند كه مردم به سرمايهء علمى